کسی بوده دوران مجردی اش با دختری از فامیل مقایسه بشه تو همه چیز!!!! قیافه، لباس، سطح سواد، دانشگاه، ....
من اینطور بودم ، با دخترخاله ام همیشه مقایسه میشدم ک بیشتر از طرف خود خاله ام بود که اون زیاد مهم نیست، و از طرف پدر خودم.....
یعنی بابای من ی جوری از دخترخاله ام تعریف میکرد و میکنه که انگار مریم مقدسه....یه پرستاری خونده ها ولی بابای من جوری بهش خانم دکتر میگه انگار واقعا دکتره....و حتی علنا ب زبون آورده که فلانی خیلی کاردرسته و.....
بگذریم...ما فاصله سنی مون ۳ ساله است
من دوتا بچه. دارم ولی دخترخاله ام تازه در شرف ازدواجه!
من با یه مرد معمولی ازدواج کردم( یعنی بهتره بگم قسمتم شد چون سنتی بود) ولی اون شوهرش ماشالله هم از نظر ظاهر هم اخلاق و هم عقاید ۲۰ هست....
حسم بهش حسادت نیست...خوشحالم که داره خوشبخت میشه ولی میدونم تو ذهن بقیه چی میگذره....مقایسه کردنا و.... حالم رو بد میکنه
اصلا دوست ندارم تو مراسم عقدش باشم ی دلم میگه بهونه بچه کوچیک بکنم و نرم....