2777
2789

امروز مامانم با دختر دایام میگفتن. منو خواهر یه خواستگارم نداریم(اخه کسی مارو نبینه تو اجتماع نیستیم) اونام خندیدن ابجیم و من خیلی ناراحت شدیم حتی گریه کردم 

دختر خالم تازه امروز پایتختیش بود مامانش اصلا مهم نبود دخترش رفته میگفت اخیش دیگه نیاد 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز