اینو بگم مادر شوهرم سنش بالاست توقعی ازش نیست
خونه مادرش زندگی میکنه مثلا نسیم خانوم با شوهرش
بعد سفره رو جمع کردم انداختم ماشین لباسشویی
گفت وا یه سفره امداختی فقط لباس هم مینداختی
واقعا چندشم شد
نمیتونم هم رفت و آمد نداشته باشم
کم مونده بود بگه شورتا منم بنداز با سفره تو ماشین