سلام خانما میدونم متنم زیاده ، لطفاً بخونید نظر بدید مرسی 🙏♥️
اگه تاپیکامو بخونید متوجه میشوید که مشکلم چیا بوده
حالا ادامه شو مینویسم و ازتون خواهش میکنم خواهرانه دلسوزانه راهنماییم کنید چون واقعا دارم افسرده میشم
خلاصه شوهرم با اینکه خودش با بی احترامی از خونه منو پدرمو بیرون کرد ، رفت عدم تمکین زد ، اونجا گفتم خودش منو بیرون کرده و خلاصه نتیجه این شد که بیاد سراغم ولی گفت نمیرم خونه شون ولی واسطه میفرستم سراغش و همینم شد من با واسطه برگشتم سر زندگیم
شوهرم رمز گوشیشو بهم نمیداد منم از اونجایی که میدونستم بهم خیانت کرده ( تاپیک قبلی هام توضیح دادم ) یه شب که خواب بود انگشتشو گذاشتم رو اثر انگشت گوشی باز شد رفتم پیاماشو نگاه کردم چیزی ندیدم بعدش رفتم سراغ پیاما مادرش دیدم خود مادرش به شوهرم گفته از خونه بیرونشون کن و طلاقش بده و شوهرمم کاملا حرفاشو تایید میکرد میگفت آره دیگه نمیخوامش و مادرش میگفت بکنشون بیرون ، اصلا حرفای که زدن مغزم سوت میکشید ، حتی موقعی که قهر بودم پیام داده ب مادرش که برم بیارمش ولی مادرش گفته بود نه و از این حرفا
و بعدش رفتم داخل گالری عکس دست یه دختر رو تو گوشیش دیدم که مشخص بود با گوشی شوهرم گرفته شده
و چند روز پیش عقد برادر شوهرم بوده ولی اصلا به من نگفتن حتی شوهرمم بهم نگفته بخدا من از فامیلا شنیدم که حتی مهمونی هم گرفته بودن خونه دختره شب عقد ولی به من نگفتن آخه مگه من میخواستم چکار کنم 😐
خاله شوهرمم عقد کرد باز مهمونی گرفتن ولی به من نگفتن 😐
نمیذارن با کسی رفت و آمد داشته باشم حتی خانواده خودم بخدا وقتی شوهرم خونه هست جرعت تلفن جواب دادن ندارم و نمیذارن برم بیرون ، حتی شوهرم تا ی پارک نمیبرتم
منم تو ی خانواده ی بزرگ شدم که رفت و آمد زیاد بوده برام سخته واقعا
حالا عروسی داداشم قبل عید هست شوهرم میدونم نمیاد و خرجی لباس و آرایشگاه و کادو نمیده چکار کنم
از طرفی هم از شوهرم زده شدم ( بخاطر بی احترامی به خانواده م ، خیانت ، فحش و کتک و...)
دو سالی هم میشه ازدواج کردم بچه هم ندارم خانواده م خواستم میکنن واسه جدایی از این بابت خیالم راحته
حالا به نظر شماها چکار کنم ، میدونم شوهرمم مثل قبلا دوسم ندارم و خانواده شم منت میکشن جدا بشم ، شوهرمم که بدون اجازه اونا تا دم در هم نمیره