من و شوهرم چندسال دوست بودیم
بابای من راضی به ازدواج نبود
اما تهش شد
یه سال عقد اوکی بود شرایط
درست سه چهار روز بعد از شروع زندگی
یه ورشکستگی اتفاق افتاد قرض و قسط و بدهکاری زیاد
داداشش شریک بود کشید کنار همه بار افتاد رو دوش شوهر من
چندساله شرایط بده
یعنی شاید به نسبت بقیه اوکی بنظر بیاد اما خب خودم میدونم از درون چه خبره
عاشق شوهرمم که ساختم تا الان
اونم عاشق منه
پر از اخلاقه خوبه
خیلیییی ماهه
اما میدونم تا سه چهار سال اینده هم همینه
مشکلی با خودش ندارم
اما خانوادش که روی اون پسرشون نمیارن
و کمکی هم نمیتونن به ما بکنن
از طرفی جوونیم با این شرایط بد داره میگذره
چیکار کنم واقعا 🥲