دیشب بعد یه ماه رفتیم خونه شون خودشون گفتن شام بمونید، بعد ساعت ۸ شب شده بود مادر شوهرم هیچی نپخته بود دیگه ساعت ۹ دیدم رفت از توی یخچال دو تا قابلمه درآورد که غذا گرم کنه، یه ظرف برنج با یه تیکه مرغ کوچیک، برای ۵ نفر، همیشه همینجوریه پذیرایی کردنش، هرچی به شوهرم میگم بابا من نمیخوام اینجا غذا بخورم اصلا توی گوشش نمیره، واقعا حس میکنم بهم بی احترامی میشه