2777
2789

من تنها برم اصلا خوش نمیگذره یه اهنگ میذارم شایدم کتاب همراه خودم ببرم ولی من اینارو تو خونه هم انجام میدم حال نمیده.. شما چیکار میکنید کجاها میرید؟ 

یه صلوات واسه حاجت رواییم میفرستی؟ 🥲امروز اولین روز محرم 1404 هست از خدا خواستم که حاجتمو بده و تا سال دیگه اگه حاجتمو داد همینجا مینویسم شما هم برا من دعا کنید🤍

بستگی داره فرد خوشگذرانی را به چی ببینه من همین که برم بازار وسایل ها را ببینم یه چیز کوچیک اگه شد بخرم هم خوش میگذره 

فارسی را پاس بداریم✨انسانیا اگه سوال داشتید بپرسید🥰 دورقمی هستم😍بسی رنج بردم در این سالِ سیْ عَجَمْ زنده کردم بدین پارسی✨

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

 ذهنم رو خالی خالی می کنم و سعی می کنم از هرچیز خوبی که اطرافم در جریانه لذت ببرم، چون میدونی وقتی خونه هستم و توی سکون خالی کردن ذهنم برام کمی سخته

دیدن تکاپوی مردم سرم رو گرم میکنه

ماورای باورهای ما، ماورای بودن ها و نبودن های ما، آنجا دشتی‌ست فراتر از همه‌ی تصورات راست و چپ؛ تو را آنجا خواهم دید.        

همین که تنهام فقط خودمم حالم خوب میشه

خدااا جونم عاااشقتم تو بودی که تو بدترین شرایطم کنارم بودی خودت میدونی دیوونه وار عاااشقتم اسم قشنگتو روی دستم تتو کردم تا وجودتو در خودم بیشتر از همیشه احساس کنم 😘🥰🧡

من بخوام خوش بگذرونم، نهایتش میرم بازار ، میرم ساحل کارون، بعدش میرم یه بستنی میخورم.

داستان پند آموز: دو دوست به نامهای جعفر میرزا و حشمت خان، با هم قصد سفر کردند. اندکی که از روستا دور شدند، حشمت خان یک درخت را به جعفر میرزا نشان داد و گفت: بیا برویم زیر آن درخت و ناهار بخوریم. جعفر میرزا هم قبول کرد و با هم به زیر آن درخت رفتند و نشستند و ناهار خوردند.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز