ساعت دو و ۴۳ دقیقه س معده درد .سردرد .زانو درد انگار تمام استخوان های بدنم شکسته س
درد جسمی وروحی
خدایا من بنده ی توام و جز خودت پناهی ندارم
مثل هرشب از فکر وخیال و ترس خوابم نمیبره
دلم میخواد بخابم یه خواب طولانی که دیگه بیدارنشم
امشب هم یکی از سخت ترین شب های عمرم بود
انگار دخترم میدونه حالم خیلی بده اونم خوابش نمیبره
هیچ ذوقی برای فردا ندارم
انقدر فکر تو سرمه که احساس میکنم مغزم داره منفجر میشه
خدای من خودت بهتر از هرکسی میدونی که من جز خودت کسی رو ندارم
خدایا بخاطر دخترم کمکم کن کمک کن کم نیارم کمک کن قوی بمونم