من پایه دوازدهم خیلی اعتماد بنفسم خورد شد مایه اکیپ بودیم که کلا باهیچکی کار نداشتیم وبیشتر من ودوست صمیمیم بودیم ولی بعضی وقتا ۴نفر دیگم بودن که باهم مینشستیم کلا تو صف یا هرجا خیلی به من نگاه میکردن نمیدونم چرا فقطم پایه دوازدهم اینجوری بود بعد دوستامم حس میکردن یه بار دوست صمیم که همیشه باهم بودیم چه توکلاس چه زنگ تفریح گفت اه چقدر همه اینجارو نگاه میکنن توکلاسم معلما موقع درس دادن به من نگاه نمی کردن نمی دونم اون سال چه اتفاقی افتاده بود چراهمه باهام بد شدن دهم ودیازدهم اصلا این حس ها نبودبعد اکیپ قلدر کلاس همشون یجوری به ما نگاه میکردن که بیشتر نگاهاهم سمت من بود البته به اوناهم اینطوری نگاه میکردن ولی بیشتر من انگار فقط وقتی من نبودم اونارواذیت میکردن ولی یکمی اعتماد بنفسمو از دست داده بودم چون باکسی کاری نداشتیم واز اول هم چه تومدرسه چه بیرون کلاهیشکی اینجوری لج نکرده بود باهم احساس خیلی مزخرفی بود وخیلی باتحقیر نگاه میکردن دلیلشو نمیدونستم الان چهویادم اومد کل اون حس مزخرفا برگشت ولی چون بیشتر بامن اینجوری بودن واولین بار هم بود این همه رویجا ببینم که ازم بدشون میاد خیلی حس منفی میگرفتم