قربون تو
ولی من بعد ای وی اف خیییلی نا امید بودم و شوهرم هم بی محلی میکرد بهم و با اون حال بدم حس تنهایی بدی میکردم
برا اینکه افسردگی نگیرم بدون اجازه شوهرم رفتم سرکار
سرم خیلی گرم بود و حتی بعد دو هفته به شوهرم گفتم میرم سرکار ، منتظر بودم چیزی بگه که بگم میخوام یه پولی جم کنم جدا بشم ولی به هیچ جاش نبود اصلا
اما انقد ذهنم درگیر کار بود که کلا همچی از ذهنم رفته بود و فکر میکنم همین بیخیالی و سرگرم بودن میتونه موثر باشه خییلی