من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
ددستام یه کوچولو تپله سفیده دوست دارم زنونه تر شه😂😂شاید مرض دارم نمیدونم😐😂برای خشکی که باید کرم ...
همون پس
خوشی زده زیر دلت🤣
برو کیف کن دستات ی دست و صاف و سفیدن
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
کلا شنیدم مرطوب کننده ها بعد یه مدت پوستو تیره میکنن
زینک هم یه مدت میزدم تاثیر نداشت
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
همون پس خوشی زده زیر دلت🤣برو کیف کن دستات ی دست و صاف و سفیدن
نه بابا همچین خوبم نیستن خشکی میزنه یا یه تیرگی کوچولو خیلی مسخصه البته خیلی سفیدم نیستن ها من دستای سفید دیدم برای من معمولیه
غرق شدن تایتانیک برای خرچنگ های زنده ای که تو آشپزخونه کشتی بودن یه معجزه بود..... همون قدر محال... همون قدر غیر ممکن.... 🌱❤..........................................................................................از طرف یک دختر به دختر دیگه: امیدوارم تو همه جنگ های مغزی که دربارش با هیچکس حرف نمیزنی،برنده باشی:) .............................................................................................. مراقب خودت باش منو که نشناختی خودتو بشناس🌱🌱........................................ ............................ ................ هر وقت ناامید شدی به این فکر کن که، بهترین ورژن تو ارزش جا نزدن رو داره..... 🌱⛓️🕯.............[][............................به هرچیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد،چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی⛓️🌱🌙............................... ................... ................... ..... آهنگی که دوست دارم به خودم تقدیم کنم:تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره،،،،کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره،،،،تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام،،،، تو میدونی چی میگم گوش میدی به حرفام،،،،،، به چشم من به چشم من تو اون کوهی، پر غروری، بی نیازی، با شکوهی، طعم بارون بوی دریا، رنگ کوهی🌱🌙 لینک ناشناس رو میذارم حرفی سخنی داشتید بفرمایید😄🫢https://abzarek.ir/service-p/msg/2126408. مگه میشه تورو دید وبه قبل دیدنت برگشت. مگه میشه تورو دید و از این رویا گذشت✨..........................................................صدام زیره غمت افتاده از نفس~کسی که منو بفهمه استاده فلسفس🫀
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
واسه نسل جدید همین دستای ظریف خوبه والاخانومای قدیم بودن صبح تا شب بشور بساب بودالان اولویت اول باد ...
دستکش دست کن
غرق شدن تایتانیک برای خرچنگ های زنده ای که تو آشپزخونه کشتی بودن یه معجزه بود..... همون قدر محال... همون قدر غیر ممکن.... 🌱❤..........................................................................................از طرف یک دختر به دختر دیگه: امیدوارم تو همه جنگ های مغزی که دربارش با هیچکس حرف نمیزنی،برنده باشی:) .............................................................................................. مراقب خودت باش منو که نشناختی خودتو بشناس🌱🌱........................................ ............................ ................ هر وقت ناامید شدی به این فکر کن که، بهترین ورژن تو ارزش جا نزدن رو داره..... 🌱⛓️🕯.............[][............................به هرچیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد،چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی⛓️🌱🌙............................... ................... ................... ..... آهنگی که دوست دارم به خودم تقدیم کنم:تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره،،،،کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره،،،،تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام،،،، تو میدونی چی میگم گوش میدی به حرفام،،،،،، به چشم من به چشم من تو اون کوهی، پر غروری، بی نیازی، با شکوهی، طعم بارون بوی دریا، رنگ کوهی🌱🌙 لینک ناشناس رو میذارم حرفی سخنی داشتید بفرمایید😄🫢https://abzarek.ir/service-p/msg/2126408. مگه میشه تورو دید وبه قبل دیدنت برگشت. مگه میشه تورو دید و از این رویا گذشت✨..........................................................صدام زیره غمت افتاده از نفس~کسی که منو بفهمه استاده فلسفس🫀
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...
میپوشمفک کنم روندش همینه دیگهسن ک بره بالا کم کم طبیعیه
اره البته
غرق شدن تایتانیک برای خرچنگ های زنده ای که تو آشپزخونه کشتی بودن یه معجزه بود..... همون قدر محال... همون قدر غیر ممکن.... 🌱❤..........................................................................................از طرف یک دختر به دختر دیگه: امیدوارم تو همه جنگ های مغزی که دربارش با هیچکس حرف نمیزنی،برنده باشی:) .............................................................................................. مراقب خودت باش منو که نشناختی خودتو بشناس🌱🌱........................................ ............................ ................ هر وقت ناامید شدی به این فکر کن که، بهترین ورژن تو ارزش جا نزدن رو داره..... 🌱⛓️🕯.............[][............................به هرچیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد،چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی⛓️🌱🌙............................... ................... ................... ..... آهنگی که دوست دارم به خودم تقدیم کنم:تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره،،،،کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره،،،،تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام،،،، تو میدونی چی میگم گوش میدی به حرفام،،،،،، به چشم من به چشم من تو اون کوهی، پر غروری، بی نیازی، با شکوهی، طعم بارون بوی دریا، رنگ کوهی🌱🌙 لینک ناشناس رو میذارم حرفی سخنی داشتید بفرمایید😄🫢https://abzarek.ir/service-p/msg/2126408. مگه میشه تورو دید وبه قبل دیدنت برگشت. مگه میشه تورو دید و از این رویا گذشت✨..........................................................صدام زیره غمت افتاده از نفس~کسی که منو بفهمه استاده فلسفس🫀
بندانگشتی توو سرما حتمن با دستکش برو بیروننزار باد سرد به دستات بخورهسبزی پاک کردن گردگیری اینا همه ...
مرسی عزیزم♥️
همه کارامو با دستکش انجام میدم،خیلی رعایت میکنم
باورش سخته بخاطر روند افزایش سنِ🥲🥺
من افتادم توی یه چاهِ پنج متری و تو،،،یه طناب سه متری برام انداختی پایین....بگم نیستی، دروغ گفتم...بگم هستی، خیلی کمه): برایت نوشته بودم که از وضع موجود به ستوه آمدهام و در فکر نجات دادن خود هستم؛ زمان زیادی گذشت، اما حقیقت این است که مفهوم «نجات» حتی نزدیک هم نشد به این امپراطوری خاکستر و ویرانی. یاد اون بچه میفتم که تو مدرسه رو کیفش نوشتن `خر` ...با غم و اندوه و بغض اومده خونه.. مامانش گفته عب نداره کیفت رو برات با صابون تمیز میکنیم..گفته کیف رو ول کن من خرم؟؟من که اینقدر با همه مهربونم): حکایت مواجهه من با آدمهاییه که یهو ازشون عجیبترین بیمهریها رو میبینم...