سوجان دختری که کلی سختی میکشه و خوب و قوی میمونه
اول با پسرعموش قربان عقد میکنه قربان میره سربازی میشه سرباز یه سرهنگ و خانوادش که اونجا دختر اونا عاشق قربان میشه وخاهر دختره ازش میخواد زنشو طلاق بده و بیاد با خواهرش ازدواج کنه اونم با اینکه دخترعموشو دوست داشته قبول میکنه به خاطر پول و قدرت و طلاقش میده و با دختر اینا ازدواج میکنه و کلی پیشرفت میکنه و پولدار میشه اما در اخر زنشو طلاق میده تا دوباره با دختر عموش ازدواح کنه که دیگه سوجان اونو نمیخواد و برای اینکه قربان کاریش نداشته باشه سوری با سهراب که شاگرد پدرش بوده و ادم درستیه عقد میکنه و در اخر میخوان واقعا با هم بمونن
از طرفیم طلا زن قربان به خاطر انقام پول میده و یه نفر قربانو میکشه و تمام