برای مامانم بخونه و هدیه کنه به نرجس خاتون مادر امام زمان
لطفا هر کس خوند لایک کنه
بدونم چند نفر خوندن مرسی 🌹🌹🌹
پیشنهادمیکنم بخونیدش قشنگه 🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸حجاب، نشانهای از عزت و کرامت است که در دنیای پر زرق و برق، به انسان اصالت میبخشد ، حجاب احترام به خود و دیگران را نشان می دهد ،حجاب نه محدودیت، بلکه آزادی است؛ آزادی در انتخاب و احترام به خود ،حجاب، سپری است در برابر هرگونه بیاحترامی و نگاههای سطحی ،حجاب، به معنای احترام به خود است ، حجاب پوشش انسانیت و برهنگی نماد حیوانات است ،هر زن با حجاب، داستانی از ایمان و شخصیت خود را روایت میکند ،حجاب موجب عزت و احترام بیشتر به زن در جامعه می شود، (حجاب حفظ کرامت و شخصیت زن در جامعه است)🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
تجربه به من ثابت کرده بزرگترین سیاست صداقت و سادگی و پاک دل بودنه و بس، ما تو ترکی یه ضرب المثل داریم « چوخ بؤلن چوخ چکر» یعنی هرکی زیاد بدونه زیاد هم میکشه از روزگار
دل نشکنی، اذیت نکنی، خوشرو باشی، با محبت باشی، درک کنی، حرفاتو با فکر بزنی و ...
به وقتش عصبانی بشی حقتم بگیری ها
ولی با هر شرایط و هر گروه از افراد متناسب خودشون برخورد کنی
روزی سگی داشت در چمن علف میخورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف میخوری؟! سگی که علف میخورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف میخوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف میخوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش... #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی