واقعا نمیدونم چه مرگمه یکی از فامیل درجه یک مون فوت کرده من رفتم مراسمش فقط ناراحت بودم هیچ گریه ای نکردم آخه گریه ام نگرفته بود ، با همه هم از دور سلام و احوال پرسی کردم اصلا با صاحب عزا هم از دور ، مامانم گفت برو پیش خاله ات بشین در این حد داغون من آخرین نفر رفتم ، خواهرام رفته بودن یه عالمه گریه کرده بودن فقط من خیلی بی احساسم مثلاً خالم بود ، هر دفعه هم سوژه مردم میشم که میگن میاد یه گوشه میشینه و میره گریه و هیچی نمیکنه، اینم بگم خیلییی خجالتی هستم اصلا نمیدونستم باید چی بگم
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
وا همه آدما که مثل هم نیستند یکی گریه میکنه یکی اهلش نیست. برونگرا، درونگرا، احساساتی، منطقی، وابسته، مستقل و... همه اینها ویژگی های شخصیتی ما آدما هستن مگه از روی هم کپی شدیم که مثل هم باشیم؟!
همه مثه هم نیستن خودتو اذیت نکنیکی خودشو پاره میکنهیکی گلوشو پاره میکنهیکی غش میکنهیکی فقط شونههاش ...
آخه مادرم بهم گفت باید میرفتی پیش خالت باهاش گریه میکردی ، همه جا سکوت بود اصلا وقتی من رفتم اونا گریه نمیکردن ، بهم گفت حداقل نقش بازی میکردی بخدا من اصلا آدمی نیستم که نقش بازی کنم حتی نمیتونم دروغ بگم به بقیه بعضی وقتا
همینه من خیلی درون گرا و خجالتی هستم پیش صاحب عزا نرفتم گفتم حالا اشکشون رو در نیارم ولی بدتر با آبر ...
آبروی آدم اینجوری نمیره. شخصیت خودتو بشناس و خودتو قبول داشته باش هرکاری بقیه میکنند که من و تو هم نباید حتما همون انجام بدیم. تو محترمانه یه گوشه بشین یا توی پذیرایی کمک کن. شخصیتها فرق داره پس عملکردها هم متفاوته