ما رفته بودیم شهرستان خونه خالم بعد اونجا تو کوچشون مغازه محلی هست از اینا که لباس قسطی میدن
من همراه خالم رفتم میخواست لباس بخره
یه خانوم اومده بود بدون اطلاع شوهرش لباس قسطی برده بود اونم کلی
و به شوهرش نگفته بود
آقاهه اومد اونجا دعوا با زنه فروشنده
خیلی صحنه بدی بود
تورو خدا اگه تو زندگی هاتون مشکل دارید کاری نکنید که زندگی کسی دیگه خراب بشه
پ:ن....کاری ندارم که تو زندگی اون دختر چه خبره ولی ناراحت شدم که پنهون کاریش باعث شد آبرو زن فروشنده بره