2777
2789

خالم برا زایمانم آمده بودن از من مراقب کنن با مامانم کمک کنه هعی از دامادش تعریف میکرد هعی می‌گفت دامادم برا دخترم برا زایمانش اینو خرید و این کارو کرده اون کارو کرده بر عکس شوهر من همون موقعه که من زایمان کرده بودم کاراش بعد دو سال شروع شده بود تازه داشت جا می افته دو سال بنده خدا بیکار بود برای زایمانم حقیقتن چیزی بخره بعد اینا رو که خالم می‌گفت منم هرمونام بهم ریخته بود حالم از شوهرم بهم میخورد مامانم که از اون بعد تر از شوهرم غول ساخت الان فکرش میکنم میگم با خودم فاز خالم دقیقا چی بود اون زمان اون زمانی که دارم میگم یه ماه پیشه 😂

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

میفهمم منم یکی دوستام با شوهرش پز میداد اون یکی با دوست پسرش حالا انگار مثلا ما نمیدونستیم چه مالین ...

آدم میمونه با این آدما چیکار کنه الان شوهر من جلو مامانم خیلی آدم بدی دیده شدو کلا فکر کردن من بدبختم 

مهم اینه الان ک شوهرت تو قوه داری و خونه کمکت کنه والا فایده این که یک میلیارد طلا بخره برا زایمان ا ...

هر دفعه هم که میرم خونه مامان خونم اونو میبینم این سریع گفت النگو هایی زهرا که روز به روز داره کمتر میشه بعد منم گفتم خاله جان هستن زیر لباسمه بعد نشونش دادم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز