وقتی ۱۶ سالم بود وضع مالی خیلی بدی داشتیم برای همین مادرم از یه زنی پرستاری میکرد و درعوض ماهم تو طبقه پایین خونش زندگی میکردیم و اون مریض یه پرستار دیگه هم داشت که معتاد بود یه روز اون مریض رو بردن بیمارستان و اون روز شیفت مامانم بود
بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش! پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم میخوای شروع کن.
نی نی سایت حتی اگه قابلیت وویس رو اضافه کنه باز تاپیک های وویس ۳ ثانیه ای میزنن😂
ازونجایی که درمورد هر موضوعی نظر نمیدم ؛ پس اگه نظرمو یه جا گفتم که مخالفش بودی لطفا ریپلای نکن نمیخوام متقاعدم کنی،چون نظرم طبق تجربه خودمه😊••••••• امروز دوم شهریور۱۴۰۲با خودم عهد میبیندم که بجز راهنمایی و مشاوره در حد درک و فهم خودم از موضوع بحث؛ در هیچ تاپیکی پست نگذارم و البته بجز موارد فان ؛؛ و هیچوقت در تاپیک های تعریف از خانواده اعم از پدر،مادر،خواهر،برادر،همسر و فرزند شرکت نکنم ،چون هروقت شرکت کردم بعدش کلی انرژی منفی روانه زندگی خودم و اون افراد شد!!! •••••••••روابط دوستانه یا عاشقانه تو باید عامل کاهش استرست باشن نه بیشتر شدنش،باید منبعی برای آروم شدن تو، پیشرفت خوشحالی و آسون تر شدن مسیر زندگیت باشن، اونا باید باشن تا از زندگیت لذت بیشتری ببری و حالت خوب باشه کنارشون نه برعکسش،زندگی خودش به اندازه کافی سخت هست•••••••••
بعد دختر اون مریض بچه هاشو آورد خونمون ماهم همه رفتیم بالا بازی میکردیم و اون یکی پرستار طبقه پایین پیش بابام بود یعنی انقدر پرو بود همش میومد خونمون بعد یدفعه اومد بالا هل هلکی رفت لباساشو گرفت رفت
چند روز بعدش بابام بدون هیچ خجالتی بهم گفت آره فلانی اومد باهام اینکارو کرد🙃