دلم گرفته از دست خودم، حانواده، دوست همه کس و همه چیز بدجور دارم از دورن میشکنم کاش ی آدمی سر راهم قزاره بگیره و منو نجاتم بده ک بدجور خستم
حس میکنم دیگ نور امیدی نیست تو زندگیم فقط دوس دارم ازدواج کنم برم خلاص بشم یا خودکشی کنم چند بار قبلا همه جور راه روش خودکشی رو امتحان کردم فایده نداشته اصلا انگار خدا واقعا لجه بامن
تو این دنیا حس میکنم تنهام در عذابم بشدت قلبم ، روحم ، روانم ، همه چیزم داره نابود میشه
از ی جهت که با خانواده سمی زندگی میکنم همه جوره فقط خواستم خلاص بشم با هر پسری میشد دوست میشدم ک فقط برمم، اوناهم درخواست های درستی نداشتن و تهش جدا میشدیم
موندم چیکار کنم واقعاا دارم روانی میشم