کلاس خصوصی داشتم با معلم اقا بهم گفت اگه امکانش هست درو ببندین که سر و صدا نیاد من بلند شدم که برم درو ببندم پام گیر کرد به میز افتادم بنده خدا اول خندشو خورد و گفت حالتون خوبه چیزیتون نشد بعد من از کارم خندم گرفت پوقی زدم زیر خنده بنده خدام دیگه نتونست جلو خودشو بگیره اونم خندید
وای خدا خیلی ضایع بود؟