من به شخصه آشنایی به قولی امروزی و سنتی همزمان می پسندم.
هرکس بیاد سمتم و منم علاقه متقابل داشته باشم.بهش میگم منم نمی خوام همین الان بیای خواستگاری ولی خانواده ات باید با خانواده ام آشنا بشن و ما هم باهم آشنا بشیم همزمان یعنی درجریان باشن...
از اون جایی که برادر بزرگ تر دارم ترجیح میدم حداقل خودش با برادرم موضوع رو مطرح کنه چون می دونم برادرم آدم منطقی هست و الکی غیرتی نمیشه و بخواد اگر مورد خوبی باشی بی خودی رد کنه...
من چیز بدی نمی بینم که خانواده ها درجریان باشن چون من هدفم از رابطه ام باید ازدواج باشه اگر قبول نکنه من خودم رو درگیرش نمی کنم.
یکبار زدم زیر قانونم و دچار دلشکستگی و...شدم.اما خداروشکر حال خوب الان و شادی و حس خوب و روبه رشد بودنم رو از اون تجربه دارم
خداروشکر بالاخره فهمیدم عاشق خودت بودن یعنی چی...و اعتماد به نفس و حال خوب قبل رابطه چقدر روی کیفیت زندگی اثر میذاره.
حال بد و ناکافی بودن با رابطه داشتن شاید موقتا خوب بشه اما بعدش بدتر از قبل میشی.الان این رو با تمام وجودم حس می کنم.