من با یه اقایی تو رابطم ک پدرش فوت شده
خواب دیدم من و اون اقا رفتیم داخل یه ساختمون که ایشون با پدرش حرف بزنه بهش گفتم من در بقلی وایمیستم که فکر نکنه ما باهمیم کارشو گفت بهش و درو بست به دوست پسرم گفتم توبرو پایین چون ممکنه مارو از چشمی در باهم ببینه باهم من بعد بیام ایشون رفت پایین دیدم یه پسر بچه تقریبا ۳ ساله رو یه خانوم از داخل همون دری که من وایستادم صداش زدن و متوجه شدم صدای پدر دوست پسرمم میاد از اون خونه باخودم گفتم دوست پسرم و مادرش خبر ندارن این زن گرفته و این بچشونه