دارم طلاق میگیرم خیلی دلتنگشم خیلی حالم بده هرکاری میکنم خوبنمیشم😔شوهرم مرد خوبی بود خیلی خوب ولی عصبی میشد کنترل نداشت بیرونم میکرد از خونه مامانش اخه ما عقد هستیم هنوز فوش میداد تهمت میزد شباخرم رو خانوادم چاقوکشید سه ماهه دورم ازش پشیمون شد گف برگرد و پشیمونم اما من شرط گذاشتم نصف خونشو بده منم نصف مهرمو میبخشم ک دیگ نتونه بیرونم کنه اونم قبول نکرد و قرار شد جداشیم😭😭😭ب نظرتون شرطم اشتباه بود؟😭😭از دلتنگیش دارم دقمیکنم
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
ن میدونی دلتنگ خوبیاش و لحظات خوبمونم دلتنگ خوش اخلاقیاشم انگار بدیاش از یادم رفته اره همش میگم شاید ...
میدونم گلم میدونی این رفتارات نشان از وابستگیت هست ..ادم باید ب طرفش دلبستگی داشته باشه ...چندوقت دیگه ک باادمای نرمال اشناشدی متنفرمیشی ازخودت بخاطراینکه این لحظات دلت برای اون ادم تنگ شده ...سعی کن یجوری خودتو مشغول کنی تاکمتر فکرش بیاد سراغت ..انشالله اینده ی خوبی درانتظارته گلم
خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار میکشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله میشویم وبی صدا میمیریم..
من از پشت گوشی متوجه هدف قلب نمیشم ادم میتونه بهتر صحبت کنه
درست میگی ی لحظه اعصابم خورد شد یاده خواهر خودم افتادم چقد بهش گفتیم اخر کار خودشو کرد خودشو بچشو بیچاره کرد اگه اینجوری گفتم از بدجنسی نبود از دلسوزی بود