خیلی ناراحتم براش
بچه که بودم چیزی نمیفهمیدم میدیدم بابام با بقیه فرق داره ولی نمیدونستم اینطوریه
خیلی شلوغ کاره تمرکز نداره درس نخونده مدام داد میزنه
چیزی توضیح میدی نمیفهمه درکش نمیکنه
سریع گول میخوره
کاری بود ولی بخاطر سادگی و بی عقلیش نتونست اموالش و جمع کنه
حتی چند روز پیش متوجه شدم نمیتونه میوه پوست بگیره سختش بود
یادمه خواهرم تازه زایمان کرده بود بچه هم رو تشک بود
بابام سمت بچه رژه سربازی میرفت و داد میزد
یا خیلی سرو صدا میکرد اصلا درکی نداشت که خواهرم تازه زایمان کرده
یا وقتی مامانم بچه اولو باردار بوده گفته تو دروغ میگی بچه داری چرا بچه نمیاد نمیدونسته بچه ۹ماهه بدنیا میاد گفته باید همین الان بیاریش
اینارو میگم فک نکنید ایراد الکی میگیرم ازش
من خیلی دوسش دارم
ولی دلم میسوزه چون دست خودش نیست
واقعا نمیدونم از تربیت بد مادرش بوده چون مادر خیلی حقه بازی داشته که طلا های مامانم و از دستش درمیاورده میگفته برای داداشت ماشین بخر
خلاصه بابام هم ماشین میخریده هم خرجشون و میداده هم وسیله خونه میخریده موبایل هرچی که بگید
به مامانم میگفت تو دختر مردمی داداشم و مادرم به دردم میخوره
دخترایی که زاییدی به دردم نمیخورن بچه های داداشم پسرن برام فردا کار میکنن من میخوابم خونه
الان همه ولش کردن رفت که بی پوله
هر شب یا خونه منه یا خونه خواهرم
بخوام تعریف کنم از ظلم ها و اذیتایی که کشیدیم تا مریض شدن مامانم خیلیه🙂