با یکی ازدواج کردم که کلا گاوه خرجی نمیده. آشغالا رو نمیبره بیرون خونه رو تمیز کردم از زیر در داره مورچه میاد بخاطر اینکه این آشغالا رو نبرده مادرش چی بار آورده فقط نر زاییده. چاره داشتم جایی رو داشتم کسی رو داشتم ازش طلاق میگرفتم بدون مهریه میرفتم گور پدر مادرش میگم چرا آشغالا رو نبردی میاد منو میزنه
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
مجبوری ی مدت بری خ پدرت تا پس انداز کنیبعدم یعنی شوهرت بهت مهریه نمیده؟
همیشه میگه مهریه میخوای منو بنداز زندان بهت یه ریالم نمیدم. میگه سالی یه سکه صدقه ميندازم برات. من که هیچی ندارم اینا رو میگه. نمیتونم برم خونه بابام راهی ندارم به خدا تا الانم الکی باهاش زندگی میکنم تموم شده هست این زندگی
همون خوبه بچه ت دختره ب خودت میبرهپسر بود الان خیلی اوضاع بدتر بود هی می گفتی شلوار پات کن،فردا اونم ...
بچم شلوارک پاش میکنم میگه این کوتاهه بلند پام کن. این کتکم میزنه سریع میره ازم دفاع میکنه میگه چرا مامانمو اذیت میکنی من مامانمو دوست دارم. مثلا دوست نداره با داداشم حرف بزنه اما بچم این میره سرکار میگه زنگ بزن به دایی دلم تنگ شد
وقتی میخواستیم عروسی بگیریم مامانم بهش گفت من همین یه دختر دارم آرزو دارم بر اش عروسی بگیرین به خودشو مامانش گفت مامانش منو می دی میگفت اگه عروسی بگیره چک باید بره میره زندان دوست داری اول زندگی همسرت زندانی باشه. آنقدر تو گوشم خوندن که برام عروسی نگرفتن بعد گفت یه مهمونی میگیریم من امید مهمونی رو داشتم دیدم تولد دخترو گرفت مادرشوهرم روزی که ما رفتیم خونمون. از همشون متنفرم