2777
2789
عنوان

مردشور بخت منو ببرن

| مشاهده متن کامل بحث + 801 بازدید | 94 پست
خواهرش تو خیابون سینش مینداخت بیرون به یچش شیر میداد. میگم شعور به خانواده هست نه تحصیل اینه باباش ...

پس باباعه رفته ک شوهرتم یاد گرفته😑😑😑😑

بشین فکراتو بکن ده سال از عمرت نره ک دیگه اونموقع رفتنم دردیو دوا نمی کنه

پس باباعه رفته ک شوهرتم یاد گرفته😑😑😑😑بشین فکراتو بکن ده سال از عمرت نره ک دیگه اونموقع رفتنم درد ...

میخوام طلاق بگیرم. خیلی وقته میخوام این اتفاق بیوفته اما جایی ندارم برم

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

پس باباعه رفته ک شوهرتم یاد گرفته😑😑😑😑بشین فکراتو بکن ده سال از عمرت نره ک دیگه اونموقع رفتنم درد ...

آرزوم اینه با بچم برم جایی که این اصلااااا نتونه پیدام ن کنه

مجبوری ی مدت بری خ پدرت تا پس انداز کنیبعدم یعنی شوهرت بهت مهریه نمیده؟

همیشه میگه مهریه میخوای منو بنداز زندان بهت یه ریالم نمیدم. میگه سالی یه سکه صدقه ميندازم برات. من که هیچی ندارم اینا رو میگه. نمیتونم برم خونه بابام راهی ندارم به خدا تا الانم الکی باهاش زندگی میکنم تموم شده هست این زندگی 

همون خوبه بچه ت دختره ب خودت میبرهپسر بود الان خیلی اوضاع بدتر بود هی می گفتی شلوار پات کن،فردا اونم ...

بچم شلوارک پاش میکنم میگه این کوتاهه بلند پام کن. این کتکم میزنه سریع میره ازم دفاع میکنه میگه چرا مامانمو اذیت میکنی  من مامانمو دوست دارم. مثلا دوست نداره با داداشم حرف بزنه اما بچم این میره سرکار میگه زنگ بزن به دایی دلم تنگ شد

غلط کرده مگه با اونه بگو آره میندازمت زندان پس چی

وقتی می‌خواستیم عروسی بگیریم مامانم بهش گفت من همین یه دختر دارم آرزو دارم بر اش عروسی بگیرین به خودشو مامانش گفت مامانش منو می دی میگفت اگه عروسی بگیره چک باید بره میره زندان دوست داری اول زندگی همسرت زندانی باشه. آنقدر تو گوشم خوندن که برام عروسی نگرفتن بعد گفت یه مهمونی میگیریم من امید مهمونی رو داشتم دیدم تولد دخترو گرفت مادرشوهرم روزی که ما رفتیم خونمون. از همشون متنفرم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  19 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  19 ساعت پیش