استرس گرفتم رفتم ریز صورتحسابمو درآوردم
دنیا رو سرم خراب شد
اول بگم شوهرمن در حد فاجعه خسیسه و مو رو از ماست بیرون میکشه و جون میده بخاد پول بده
خیلی عذابم داده تو این سالها
چقد مشاجره و عز و التماس و زبون بازی تا پول بده
دیگه حالم از پول گرفتن بهم میخوره
منم خیلی حواسم بوده مثلا پولی که میده همه چی که لازم دارم در حد پایین پیدا کنم بگیرم تا اون پول به همش برسه
ولی باز همونم به چشمش زیاده و چون اصلا ابدا باهام خرید نمیاد و از قیمتا خبر نداره خیلی غر میزنه
من پول اختصاصی هم ندارم از همینکه میداد باید سرهم کنم لباس برا بچه ها هم میگرفتم
حالا اینو بگم
برا ثبت نام ماشین تو حسابم پول ریخت
ماشین که در نیومد
دیگه کم کم ازم گرفت داد به قرضاش
پنجاه تومن مونده بود
الان حساب کردم دیگه هیچی ازش نمونده یعنی فقط دو تومن مونده 🤯🤯😱😱😱
باورم نمیشه در عرض چهار ماه اینقد خرج کردم
خیلی هزینه های خفنم نکردم
ولی راحتتر از ماههای قبل خرج کردم
مثلا کلهم رفتم آزمایش و سونو و چکاپ و دکتر ای مختلف و دکترای پوست و داروهای
هزینه چند بار دکتر بردن و ویتامینهای بچه ها
کلاسای بچه ها و خوراکیاشون و چند بازی بردم شهربازی
کلاس فوتبال پسرم و یه مقدار از شهریه دخترم
هم شامل میشه
پسرم خیلی دوس داشت فوتبال بره شوهرم بخاطر هزینش قبول نمیکرد منم هزینش نصف بهش گفتم بقیشو خودم ازین حساب دادم😔
شهریه دخترم هم شوهرم اگه میفهمید باز هزینه میخان قیامت میکرد خودم هزینش دادم
چیکار کنم الان ؟
طلا بفروشم بزارم جاش؟
میتونم شلوغ کنم بگم بیست سی تومن خرج شده
ولی حداقل بیست باید بهش نشون بدم
خودش میگفت اشکال نداره پنج شش تومن خرج کرده باشی 😐
حالا چه غلطی کنم