؟؟؟
واسه زمانی که باشگاه پرواز بود و با کلی هیجان منتظر بروز رسانی شبکه دو میموندیم تا کاپی بیاد
واسه اونموقع هایی که هنوز همه گوشی نداشتن دلمون خوش بود با هم مدرسه هامون که با هم تو یه کوچه زندگی می کنم جمع شیم و باهم بریم مدرسه چقد حس گنگ بودن بهمون میداد
یا واسه روزایی که همه خانواده دور هم جمع میشدیم تا جمونگ ببینیم و چقد که ما رو جو میگرفت باهاش
واسه زمانی که از مامان بزرگ خوراکی میدزدیدیم همراه دختر خاله هام
یادمه خونه بابابزرگم توی یه کوچه بود که خیلی جاده اش شیب داشت بعد منو دختر خالم میرفتیم صابونای خاله مجردم رو که کلی پول میداد واسه شون می دزدیم و باهاش کف لیز کاشی رو سر میکردیم و بعد می نشستیم روی اون کاشی و باهاش تا اخر کوچه لیز می خوردیم
زندگی خوب بود خیلی خوب اخه هنوز همه هدف زندگی ادما پول نشده بود