امروز تو مدرسه بودم معلم نداشتیم معاونمون اومد دنبالم بعد بردم اتاقش آخه میدونه یکم استرس دارم میگه بیا که برات عادی بشه خلاصه رفتم اتاقش و گفت بشين خوشگلم و داشت در مورد اوضاع درسیم ازم سوال میپرسید که خانم فاطمی اومد تو منم حل شدم چون از اون واقعا میترسم یه دفعه اومدم بگم یا خدا خانم فاطمی اومد یه دفعه چپکی گفتم گفتم یا فاطمی خدا اومد حالا جلو خودشم بود خانم فاطمی گفت باریکلا يا فاطمی خدا اومد هان از خجالت آب شدم