2777
2789

خیلیاتون شاید منو بشناسید ازدواج کردم یه پسر دارم از بدبختی و فقر سریع ازدواج کردم 

قبلش یکی دیگرو دوست داشتم که بعد از عقدم دیگه ندیدمش تا برادرشوهرم زن گرفت این اقا رو دوباره دیدم که فهمیدم فامیل جاریمه ، از جریان جشن و مراسم جاریم چند ماهی میگذره 

تا هفته ی پیش همه ی خانواده ی شوهرمو برای مراسم جشن عقد این اقا (رل سابقم) دعوت کردن بجز من ،، اینکه من تو عصبانیت مطلق بودم تا دو روز حالم بود صد بار با شوهرم حتی سر ریشه ی فرشم دعوا درست میکردم  

مادرشوهرم جشنه رفته بود فردای جشنه خونه ی ما اومد یعنی نشست به تعریف کردن از ورود تا خروج تازه بهم گفت یادته این عمارته رو میخواستید بگیرید (برای مراسم عروسیم) ولی ما گفتیم گرونه اینا خیلی اشتباه کردیم خیلی خوب بود یعنی همش تعریف کرد 

از روز پنجشنبه تا به امروز شاید نصف موهام ریخته 

هر جا تنها میشم خودمو نفرین میکنم 

اصلا نمیذارم شوهرم بهم دست بزنه تو این یه چند روزه ٣کیلو کم کردم مامانم فهمید اومد دلداریم داد ولی هر روزی که میگذره بدتر برام یاداوری میشه ، سر جمع یه وعده هم غذا نمیخورم 

کلا میخوام یه ده روزی از خونه بذارم برم دیشب شوهرم حسابی عصبی بود میگفت چه مرگته ، نه ارایش میکنی نه به بچه غذا میدی جواب تلفنامو نمیدی خونه رو ول کردی حتی یه وعده غذاهم نمیذاری دیگه بهم زنگ نمیزنی حتی موهاتو شونه نمیکنی بهت میگم اماده شو بریم بیرون ، نمیایی بهش گفتم میخوام ی ده روزی تنها باشم اونم بچمو ورداشت رفت خونه ی پدرشوهرم اینا ، از دیشب چند بار مادرشوهرم زنگ زد جواب ندادم 

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

خب میخای چیکار کنی...اون رفته تو حجله و خوشحال بعد تو خودت زجر بده

تینامممم.تعلیق شدم با این کاربری امدم امضا معرفم ...امضاخوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار می‌کشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله می‌شویم وبی صدا می‌میریم

نفهمیدم 

بخاطر اینکه جاریت اون تالار گرفته بابخاطراینکه دعوتت نکردن؟

خدایا قسمت میدم به بزرگیت کاری کن برادرام ازدواج کنن تا شادی به چهره وخونه ی مامانم بیاد.مامانم خیلی معصوم.الهی آمین🙏

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز