لباس هاشو که اندازش نمیشد مادرش میداد میپوشیدم برا دخترم
پارسال یه لباس شو تن دخترم کردم تو کوچه بچه برگشت به دخترم گفت این مال منه میکشید لباسو که بدش مال خودمه
و دخترمم گریه میکرد
از اون موقع دیگه قبول نکردم لباس هاشو
امروز مادره یه کاپشن دخترونه قشنگ آورد گفت دخترت لباس گرم نداره براش بپوش
دخترم تا دید ازش گرفت
حالا میترسم براش بپوشم باز ببینه دخترش بگه مال منه
دخترم ناراحت بشه
از غروب گیرداده بپوش برم تو کوچه بازی کنم