من چند وقت پیش خواب دیدم اما انگار خیلی واقعی بود
خواب دیدم نصفه شبه مامانم جلو در اتاقم لباس مجلسی پوشیده هعی داره راه میره پاشدم بهش گفتم مامان چرا لباس مجلسی پوشیدی فقط نگتم کرد چیزی نگفت
بعد ی دفعه چشمم خورد ب اتاق مامانمینا دیدم مامانم رو تخت پیش بابامه
به اون ادمه ک جلوم بود نگاه کردم گفت اینجوری نبین من همزاد مامانتم
رفت وسط مامان بابام خوابید
هعی میخواستم جیغ بزم ک بیدار شن ببینن اما صدام درنمیومد از خواب پریدم اما خیلی وحشتناک بود