حالا طبق ایموجی که گذاشتی یه خاطره میگم برای شما خنده داره ولی برای من گریه دار😭
سر قلمچی بودم اون روز به بودجه بندی نرسیده بودم
خوابیدم
و با صدای گوز خودم از خواب پریدم
کلاس ساکتتتت بود و من یه باد معده بلند دادم بیرون
آبروم رفت خیلی بچه ها جلوی خودشونو گرفتن نخندن ولی خندیدن😭منم از خجالت آب شده بودم