سلام خداییش بگید من مشکل دارم یا شوهرم . فقط تو رو خدا نکوبین تو سرم که اره حتما مشکل از توعه و این حرفا . من هر راهی که بگید رفتم و هر کاری که بگید کردم . خصوصیات و اخلاقیات تو مخی شوهرمو نمیگم بجز این یک مورد .
آقا هر وقت بخواد ماشین یا ملکی بخره کل طلاهای منو میفروشه و منو در جریان همه چیز میزاره . منم استرس چک هاش و بدهی هاشو تا بگی میکشم . خب مسلما خیلی نمی پوشم و ولخرجی هم نمیکنم بماند بیرون رفتن و گشتن . بعد سر خود میره میفروشه یا به ضرر یا میره ملک دیگه میخره تو اون ضرر میکنه یا کلا پولشو هیچ میکنه . سه چهار بار قبلا که ماشین داشتیم و ارزون تر بود کلا پولش و نمیدونست چه کرده یا میدونست و به من میگفت نمیدونم . من واقعا از دستش عاصی شدم بخدا .
فقط با زبونش خرم کرده همین . من هنوز تو خونه مادر شوهر م بعد از ۱۵ سال زندگی . به معنای واقعی جر خوردم بس که اعصاب و روانم بهم ریخته . این با احمق بودنش نمیزاره دو قرون پول رو هم بزاریم از این خراب شده در بیاییم . من چه کنم ؟