دانشجوی پرستاری یه شهر خوب شدم
یکساعت پیش راه افتادم با اتوبوس برم سمت شهر خودمون ۴صبح میرسم حدودا ،صدای اهنگو بردم روی اخرین ولومش
پفک و لواشکم دارم
بعد ۱۸روز خانوادمو میبینم🥺
عشقمو فردا میبینم و یه دل سیرررررر بغلش میکنم واسه اینهمه دلتنگی
خدایا شکرت
همبشه اینجا غر زدم ولی امروز از شرایط راضیم هرچند هیچی از این پازل انتخاب خودم نبوده اما تو چیدی و قشنگه :)