توي سه سال اولين بارش نبود ك منو مينداخت بيرون از خونه مامانش
يا فوش و تهمت بم ميزد
ي بار ١١ شب بيرونم كرد منم جا نداشتم رفتم توي خونه نيمه كاره خودمون لاي خاك خوابيدم
سه ساا همش ميكف تو خرابي تو هرزه ايي زير اينو اون ميخابي
من سه سال هي تحمل كردم
اما ديك تحملم تموم شد و نيمدم قهر
كفتم ديك فايده نداره بااين ادم ادامه دادن.