ی دوستی دارم خرپول هرچی بگم ازپولش کم گفتم چهره ای نداشت قدشم کوتاه وتپل بودامشب اومدخونمون نشناختمش ازبس خوشگل شده بودمنی ک شوهرش چشش دنبالم بودبه خاطرخوشگلیم وبه همین خاطرهرچی دوستم اصرارمیکردنمیرفتم خونشون وهرباریه بهونه میاوردم حالامن انگشت کوچیکشم نمیشم من پول میخام