دیشب مریض بود داشت میمرد براش شربت و قرص دادم دمنوش درست کردم سرشو ماساژ دادم شونه هاشو خلاصه از وقتی از خواب بیدار شده بامن حرف نمیزنه!
بعد دیدم اینجوریه رفتم خونه مامانم ولی بهش پیام دادم سین میزد جواب نمیداد از اخر فحشی نموند بهش نداده باشم. خب مادر ...مگه چکارت کردم؟تو خواب دهنت. دم؟
اصلا اعصابم نمیکشه انگار دوست داره فحشش بدم ولی خودمم منفجر میشم دیشب گفته چشم بندمو بده و برام چند صفحه کتاب بخون اخرین حرفاش این بوده کردم و بوسش کردم بعد خوابیدیم .
این منو سکته میده . بنظرتون چرا اینجوریه؟