امان از بی تجربگی
همیشه دچار بی موقع گی شدیم
نمیدونم چرا حرفا رو تو زمانش نزدیم ؟ حرفای ساده حرفای دل
حتی تو زمانی که باید آخ بگیم هم آخ نگفتیم
شاید تو اون لحظه داغ بودیم
شاید عاقلتر بودیم
شاید عاقلتر شدیم
شاید عقلمان ذایل شده ؟
و هزاران شاید دیگر ....
خب حالا چرا باید حرفایی که نزدیم بعد از سالها یقه مان را بگیره و مثل خوره تو ذهمنان اسکی بره ؟؟؟
شاید هم افسردگیه غم نیست خشمه ؟
خشمی که نتونستیم بروز بدیم و الان به خودمون حمله کرده
دم سحر الهی از خدا میخوام
اینم تاپیک آخر بنده
برای همیشه
خداحافظ