خیلی خلاصه میگم و ازتون میخوام اگه نظر تند دارین نگید چون حالم خوب نیست
دیروز بعد دانشگاهم منتظر برادرم شدم که بیاد دنبالم
گفت دو دقیقه دیگه میرسم منم رفتم سر خیابون دانشگاهم که اومد سریع سوار شم
قبل اینکه داداشم بیاد یه شاستی بلند اومد که رانندشم یه پیرمرد بود و هعی اشاره میکرد سوار شو
شاید بنظرتون ساده بیاد ولی خیلی بهم ریختم و حالم بده و نمیتونم انگار کنار بیام. به مامانمم نمیتونم بگم
اینم بگم اولین بار تو زندگیم بود
لطفا خواهرانه راهنمایی کنین ❤