سلام خانما
الان که دارم مینویسم دست و پام داره میلرزه
من زندگی خیلی رویایی هم با شوهرم ندارم شاید چند نفر اینجا داستان زندگی من و بدونن
الانم ۲ ماهه باردارم
عصری با شوهرم تو پذیرایی بودیم منم بیحال دراز کشیده بودم شوهرم رفت طبقه بالا تو اتاق میخواست بره حموم گوشیش کنار من بود ۳ تا پیام پشت سر هم براش اومد
چون کنارم بود فضولیم گل کرد رمزشو باز کرد دیدم منشیشه با عنوان منشی سیو شده بود
پیام داده بود سلام خوبی آقایی چرا جواب نمیدی
اصلا جا خوردم چرا به شوهرم بگه آقایی بعد این خانم منشی شخصیشم هست
اصلا میدونه من باردارم چرا بخواد اینجوری حرف بزنه
رفتم پیام های بالاتر رو دیده بودم وااای به شوهرم گفته بود که من خیلی بهت علاقه مندم میتونیم باهم یه رابطه بدون حاشیه داشتیم دقیقا بدون حاشیه یعنی چی خیلی میخوام بدونم
کل پیامایی که داده بود همین بود چیکار کنم به نظرتون
فقط یکبار شوهرم جوابش رو داده بود که اره اگه نمیتونید رابطه مونو فقط به عنوان منشی و کارفرما حفظ کنید تسویه کنید برید
چیکار به شوهرم بگم یا ن
یا خودم مستقیم باهاش حرف بزنم بگم بره بیرون
چیکار کنم
بعد شوهرم زیاد هم کارخونه نمیره در هفته ۳ یا ۲ روز بقیه اش رو خونست
چه واکنشی بدم
بغض کردم اصلا گریه ام گرفته