چقدر ناراحت کنندست شرایطی که داشتید
منم تقریبا شرایط شمارو دارم باهاشون تو یه خونه زندگی میکنم هفتهای پنج روز مهمون میاد من باید همش سر پا باشم به خدا واریس پا گرفتم دیسک گردن دارم سنگ کلیه دارم اونم تو سن ۲۳ سه سالگی با یه بچه
غذا بپز لباس بشور حتی یه لباس شویی هم ندارن
زود تر از همه بیدار میشم شبا بی هوش میفتم تو رختخواب
حموم و دستشویی هم که مشترکه
ولی بیشتر از همه این طرز فکرشون منو اذیت میکنه اصلا روشنفکر نیستند مثل من هنوز با پدر شوهرم و بزرگای خونوادشون حرف نمیزنم
یا باهاشون سر یه سفره نباید بشینم
خیلی عقیدهای هستند تو هر چیزی دخالت میکنند از حموم کردنت تا لباس و جورابت
از سختی های که تو بارداری و بچه داری کشیدم هم که دیگه نمیگم حتی یاداوریشون اشکمو در میاره
ببخش یکم طولانی شد سرت رو درد آوردم