2777
2789

طولانیه ولی بخونید

تازه عروسی کردیم ، به دلایلی سه هفته اول رو خونه مادر و پدر شوهرم زندگی کردیم ، تو این سه هفته کم و بیش تو کارای خونه کمک میکردم ( ظرفا همیشه با من بود ، گاهی وقتا غذا درست میکردم و همیشه بزاشون چایی میبردم و سفره جمع کن و پهن کن و این کارا ،که باز اینا به چشمشون نمیومد میگفتن باید جارو بزنی و گردگیری انجام بدی) ،خلاصه طبق انتظار اونا کار نمیکردم چون هم اولین بارم بود که کار خونه انجام میدادم هم خانواده شوهرم از اونان که دختر و عروس رو فقط موقعی که یه عالمه کارخونه انجام بده قبول دارن ، یعنی اگه بخوان بپرس : عروستون خوبه ؟ نمیگن : تحصیلاتش چیه چه کارایی بلده و چه شخصیتی داره ، مستقیم میگن : تو خونه خوب کار میکنه؟

اینو گفتم با فرهنگشون اشنا بشید.

دیشب برادر شوهر کوچیکم به شوهرم زنگ زد گفت عمو میخواست بیاد خونتون تو و خانومتو ببینه بهشون گفتیم بیاین همینجا ( خونه مادرشوهرم) ، و به ما زنگ زدن که بریم اونجا .

وقتی رفتیم همینکه رسیدیم و سلام کردیم نشستبم ماذرشوهر و جاریم فورا پاشدن رفتن اشپزخونه واسه پذیرایی ، چون تازه رسیده بودم پا نشدم.

مادرشوهرم چایی اورد از دستش گرفتم به مهمونا دادم و کنار شوهرم نشستم ، بعد چند دیقه جاریم پا شد لیوانارو جمع کرد ببره بشوره ، مادرشوهرم به من گفت پاشو برو تخمه بریز تو پیاله و بیار. رفتم و اوردم ، بعدش بردارشوهرم میوه اورد ، یکم بعد جاریم پاشد ظرفارو جمع کرد برد تو اشپزخونه شست ، مادرشوهرم بهم گفت برو به فلانی کمک کن ظرفارو بشوره ( دستکش نداشتن و منم بدون دستکش ظرف نمیشورم خودشون میدونن ) بهش گفتم دستکش نداربن دستام حساسه خودتون که میدونید. اونم گفتم باشه.

حالا از دیشب تاحالا همه اش تو فکرم ، اینکه باید به اندازه خودم کار کنم یا طبق فرهنگ اونا کار زیاد انجام بدم؟

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

به اندازه خودت

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی

در حدی کار کن که شخصیتت خورد نشه 

یعنی خودتو هلاک نکن و در حد احترام بهشون کمک کن

“سیگار کشیدن نشونه‌ی بزرگ شدن نیست، گل کشیدن تفریح نیست، بد دهنی بانمک نیست، خریت شجاعت نیست، بی قانونی زرنگی نیست، هرکی فالورش زیاده آدم حسابی نیست، هرزگی افتخار نیست، ولنگاری آزادی نیست، دین ابزار کاسبی نیست، هر مزخرفی تولید محتوا نیست، رویا فروشی کارآفرینی نیست، هر حرف قشنگ و جذابی درست نیست” و به نظرم کوتاه مختصر مفید؛ ۹۹٪ آدما و چیزا سر جای خودشون نیستن...!🦋ماکه پروانه خواهیم شد بگذار دنیا هرچه میخواهد پیله کند🦋(استاد قنادی و عاشق آشپزی) 

با توجه به شرایط خودت تصمیم بگیر راستش من سالهاست عروس خانواده همسرم هستم یکبار هم بهم نگفتن پاشو فلان کارو انجام بده، این چیزی که تعریف کردی حس بدی بهم داد

"کسی که بیش از حد فکر می کند، کسی است که بیش از حد هم عاشق می شود" و من این را احساس کردم 😍 وقتی جواب ریپلای رو نمیدم دلیلش اینه : 1) بی احترامی در کلام (افرادی که سلامت روان ندارند به دنبال بی احترامی به دیگرانند)، 2) خشم در کلام (امام علی (ع) : اوج سبک مغزی، خشونت است)، 3) مشهود بودن حسادت در گفتار (امام علی (ع) : آفرین بر حسادت، چه عدالت پیشه است، پیش از همه صاحب خود را می کشد)، 4) عدم درک درست از پاسخ من به استارتر (امام علی (ع) : از سخن گفتن با کسی که گفتارت را نمیفهمد بپرهیز که تو را به ستوه می آورد)، 5) برداشت من اینه که فرد به دنبال بحث و جنجاله (مارک تواین : هرگز با احمق ها بحث نکنید، آنها اول سطح شما را تا سطح خودشان پایین می کشند، بعد با تجربه یک عمر زندگی در آن سطح، شما را شکست می دهند) و جمله آخر خطاب به کاربرانی که درباره کاربران دیگه تاپیک غیبت میزنن و کسانی که تو این تاپیک ها استارتر رو همراهی میکنن (امام علی (ع) : غیبت کردن آخرین تلاش افراد زبون و ناتوان است)

باید با فرهنگ خانواده شوهر کنار اومد 

ولی شما کاری نیستید در اصل بابد بهتون بگن که انجام بدید در غیر این صورت میشینید 

شاید الان کاربرا طرف شمارو بگیرن و بگن مگه کلفتی و از این حرفا 

ولی بالاخره زنا مهمونی رو اداره میکنن و باید پاشد 

مثلا وقتی زن و شوهر میرید پا نشو کمک کنی ولی مهمون هست پاشو 

تو جمع حرف مادر شوهرتو زمین بندازی دو ادم بده میشی

نلایک
کار نکن ابدااا

کار نکنم هم مستقیم بهم میگن. مثلا به من گفت برو واسه بردار شوهرت متکا بیار ، درحالی که زنش کنارم نشسته بود.

تا کجا میشه مخالفت کنم که علاقه و احتراممون خراب نشه

من همیشه زیاد کار میکردم خوبه شد جاری دیگه ام 

خواهر شوهرم عین چیییی کار می‌کنه برای مادر شوهرش ولی جاریش که دست به سیاه و سفید نمیزنه بیشتر عزیزه یعنی تمام فامیل می‌دونن که خواهر شوهرم چطوری داره کار می‌کنه تو خونشون

به اندازه ی خودت

این چیزی که شما تعریف کردی از فرهنگ زندگی خونواده ی همسرت، هر چی بیشتر کاری کنی لابد توقعاتشونم بیشتر میشه 

یهد دیدی گفتن بیا خونه تکونی عید ما رو هم انجام بده

You Only Live Once

خب عزیزم خونه مادرشوهر عین خونه خودته فرقی نداره من خودم به شخصه خجالت میکشم برم خونشون مثلا اون که بزرگ تره برام چایی بیاره خودم پامیشم چایی میزارم غذا میپزم و ظرفارو جمع میکنم میشورم البته با خواهرشورم دوتایی انجام میدیم اینکارو مثلا من چایی دم میکنم اون میریزه میاره یا غذا بخوایم درست کنیم هرکدوم یه قسمت از کارشو انجام میدیم ظرفاهم که یکی کف مالی میکنه یکی آب میکشه 

کلا میخوام بگم خودتو بخاطر یه لیوان چایی و دوتا ظرف خار نکن تو چشمشون درسته اونا انتظار بیجا دارن ولی تو اونجا مهمون نیستی دراصل انگار خونه خودتی

امروز بافقی ام ، کاملا وحشی🙂‍↔️🎀

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز