2777
2789
عنوان

غم تنها بودن بچم خیلی اذیتم می کنه

210 بازدید | 11 پست

پسرم چهار سالشه همه دوستاش خواهر و برادر دارن بعد پسر من هم خیلی مهربونه هم خیلی اجتماعی میگه مامان پس خدا کی به ما آبجی و داداش میده😥😓😓از دوسالگیش سه بار باردار شدم که هر سه بار سقط شد .... وقتی کنار دوستاش شاده بعد میاد خونه تنها میشه خیلی غصه می خورم ... بیرون و پارک و اینا هم می برمش....شاید برای خودش خیلی هم سخت نباشه ولی من خیلی ناراحتم همیشه دوست داشتم بچه هام پشت سر هم باشه😥😥😥 .... از همه سختر اطرافیانم همشون پشت هم دارن

خیلی متاسفم که این وضعیت رو تجربه می‌کنی. این که پسر مهربون و اجتماعی داری، نشون می‌ده که تو به عنوان یک مادر خیلی خوب عمل کردی. احساس ناراحتی و نگرانی‌ت کاملاً قابل درکه، به خصوص با توجه به تجربه‌های سختی که داشتی.


در اینجا چند راهکار برای کمک بهت آورده‌ام:


1. **صحبت با پسر**: با پسر کوچولوت در مورد احساساتش صحبت کن و بهش توضیح بده که هر خانواده‌ای منحصر به فرده و داشتن یا نداشتن خواهر و برادر به معنای کمبود نیست. می‌تونی بهش بگی که چقدر خوش‌شانس هست که دوستان خوبی داره و شما هم همیشه کنارش هستید.


2. **فعالیت‌های گروهی**: سعی کن پسر رو در فعالیت‌های گروهی مثل کلاس‌های هنری، ورزشی یا بازی‌های گروهی شرکت بدی. این کار می‌تونه بهش کمک کنه تا بیشتر با همسالانش در ارتباط باشه و احساس تنهایی نکنه.


3. **حمایت از خودت**: به یاد داشته باش که تو هم نیاز به حمایت داری. صحبت با دوستان، خانواده یا یک مشاور می‌تونه بهت کمک کنه تا احساساتت رو بهتر مدیریت کنی و از این دوران سخت عبور کنی.


4. **تمرکز بر لحظات خوب**: سعی کن روی لحظات خوب و شادی‌هایی که با پسرت داری تمرکز کنی. این کار می‌تونه بهت کمک کنه تا احساسات منفی رو کاهش بدی و از زمان‌هایی که با هم می‌گذرونید لذت ببری.


5. **برنامه‌ریزی برای آینده**: اگر هنوز تمایل به داشتن فرزند دیگه‌ای داری، می‌تونی با پزشکت مشورت کنی و راه‌های مختلف رو بررسی کنی. اما در عین حال، به یاد داشته باش که هر چیزی در زمان خودش اتفاق می‌افته و مهم‌ترین چیز، سلامت و خوشبختی تو و پسرت هست.

آقا هستم 🙏🏻

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

من دخترم ۹ سالش که شد دوباره اقدام کردم الان یه پسر دوساله دارم تفاوت سنیشون زیاده ولی راضی هستیم هم من هم شوهرم هم دخترم.. البته ما وضع مالیمون خوب نبود برا همون دیر اقدام کردیم برا دومی

من دخترم ۹ سالش که شد دوباره اقدام کردم الان یه پسر دوساله دارم تفاوت سنیشون زیاده ولی راضی هستیم هم ...

احساس می کنم بچه اول که دختر باشه اون حس مادرانه ای که داره هر چقدر هم اختلاف سنی داشته باشن بازهم سرگرم میشن ولی پسرا فکر نکنم

من دخترم ۹ سالش که شد دوباره اقدام کردم الان یه پسر دوساله دارم تفاوت سنیشون زیاده ولی راضی هستیم هم ...

عزیزم نگه داری کدوم یک از بچه هات حوصله ات زیاد بود؟سنتونم اگه دوس داشتی بگو

عزیزم نگه داری کدوم یک از بچه هات حوصله ات زیاد بود؟سنتونم اگه دوس داشتی بگو

وقتی دخترم به دنیا اومد ۱۵ سالم بود راستش تو نگهداریش سهل انگار و بی پروا بودم مادرم بیشتر کمکم میکرد الان ۲۷ سالمه یه لحظه چشم از پسرم برنمیدارم الان حسو حال بیشتری برا بچه داری دارم... اون موقع ها سر به هوا بودم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792