بخاطر کارای بانکی و ضامن ک دخترعموشه همش با دخترعموش در تماسه (متاهله بچهام داره)
اونروز داشت باهاش حرف میزد تلفنی اون صداش زد همسرمم بلند برگشت گفت جااان
یجوری عصابم خورد شد پریودم بودم داشت گریم میگرفت
واقعا عصبی بودم گف ببخشید ناخودآگاه بود دیگه تکرار نمیشه
حالا صبحم میخواد بره خونشون ازش مدارک بگیره الان گف بازم یادم افتاد
شما بودید چیکار میکردید؟