2777
2789

دخترم۵سال و نیمه

دوستاش تا ظهر میخوابن

موقع ناهار میان دنبال دخترم

ما هم تازه میخوایم سفره ناهار بندازیم

حالا گاهی میان میخورن گاهی نمیخورن

اما دخترم بدو بدو میخوره ک میخواد بره بازی

حرف منم خب گوش نمیده اصلااا

بعد من بچه هام زود ک بیدار میشن، ظهر بچه کوچیکمو میخوابونم اما خب سروصدا و....

نمیشه هم بگم برین خونه هاتون..آخه خانواده هاشون آشنان


اما مسکل اساسی ترم اینه:

ما وضع مالیمون متوسط رو ب پایینه.... مثلا دخترم عاشق موز هست..یه ماهه میخوایم براش موز بخریم جور نمیشده

دیروز یه جایی دیریم موزاش مناسب تر بودن، یکم خریدیم

بعد دیشب دارم نماز میخونم میبینم دخارم همه موزها و انارها رو درمیاره میگه مهمونا بباین بخورین

نوش جونشون

اما نمیدونم چیکار کنم ک دخترم اینقده اینجور نکنه

مثلا میارشون تا داخل آشپزخونه و با ادویه ها و .... بازی میکنن قاطی شون میکنن

بهش میگم نکن هم تو رو وایمیسته

پیش دوستاش ک هست، هیجی احترام منو نگه نمیداره و همه خرابکاری درمیاره

بهش میگم حاا تو میری خونه هاشون، اونا هم اینجور میکنن

میگه نه

دخترم کم میره اونها مرتب میان

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

ینی تو از الان نتونی دختر پنج ساله رو کنترل کنی بزرگ شد میخای چیکار کنی 😐 جلوشو بگیر میان تو اشپزخونه دعواشون کن تنبیه اش کن نزار بره باهاشون یا اونا بیان وقتی کار بد انجام میده

یکم در مورد خودم توضیح بدم «به نام خدا هستم، از بچگی بزرگ شدم، تو بیمارستان به دنیا اومدم، صادره از شهرمون، همونجا بزرگ شدم، چند سال سن دارم، بابام مَرد بود، تو دوران کودکیم بچه بودم، با رفیقام دوست شده بودم، به دوست داشتن علاقه دارم، قصد ازدواج نه دارم، بعضی شبها که می خوابم خواب می بینم، تو خونمون زندگی می کنیم، تا حالا نمردم و...»

تایم مشخص براش تعیین کن مثلا بگو یک روز در هفته میتونن بیان....بچتو هم زیاد نزار بره..اگه اومدنم بهشون رک بگو مثلا فلانی ما میخوایم ناهار بخوریم یا میخوایم بخوابیم لطفا برو خونتون تا دفعه بعدی باز باهم بازی میکنین مامانت منتظره..یجوری هم بجه خودت هم اونا و قانع کن دیگه

عزیزم

تو روی بچه خودت دیگه باید بتونی بایستی و حد و حدود تایین کنی براش.

بهش بگو اشپزخونه حریم منه و اجازه اوردن دوستات به اینجارو نداری

بگو دوستات فقط حق دارن تو اتاق خودت بازی کنن

چندین و چندبار بهش بگو و با مهربونی راهشون نده داخل اشپزخونه 

قرار نیست از الان انقدر رو دار باشه

نزار دوستاش بیان داخل خونهنظر شخصیمه

خب چطور نذارم؟؟

من اجازه نمیدم دخترم بره خونه هاسون

خخخیلی کم اجازه میدم

اگه بره هم بعد نیم ساعت زنگ میزنم ک بیاد

اونها اما میان، ماماناشونم ندیدم پیگیری کنن ک کجان و بیان خونه و...


دوستاشم دیگه پررو شدنمثلا میاد ب دخترم میگه برو بیین تو یخچال چی دارین بیار با هم بخوریم

قبل اومدنشون باهاش اتمام حجت کن

اگه گوش نداد بعدش که رفتن بگو مگه نگفتم فلان کار رو نکن ویاد اوری کن ویا فردا اجازه نده بره بازی بگو بابت اینکه بردیشون داخل اشپزخونه دیگه اجازه ندارن بیان و...


خودتم تا میان بگو نیاین داخل اشپزخونه اینجا خطرناکه ونذار.


دختر منم همینه میخوان خودی نشون بدن و جلب توجه دوستانشون کنن و محبت بخرن.

منم دخترم باج میده خیلی باهاش صحبت میکنم.


تواین سنم‌خیلی لجباز شده خیییلی...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

کاش یکی میومد

roya1441 | 16 ثانیه پیش

درخواست بدین

gjgd | 59 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  16 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  15 ساعت پیش