متاهلم بچه ها . دوتا بچه دارم .
یه بچه مدرسه ای، یه نه ماهه.
الان نه ماهه پسرم دنیا اومده، نیومدن دیدنش
اصن ندیدن این بچه رو
بعد نوه ی خاله م دوماه بعد من زایمان کرده رفتن سیسمونی اون که چندتا کوچه با من فاصله داره بازم نیومدن خونه من
چندبار دعوتش کردن رفته، بچه اونو بغل گرفتن و بازی و فلان و...
منم تا ابد دیگه دوست ندارم ببینمشون.
دلم شکسته.
وجودم پر از خشمه