۴۰ سالشه مجرده و تا الان دستش به یه دختر هم نخورده نصفه نیمه مذهبیه و وضع مالیشم خوبه خونه و ماشین و همه چیزش اوکی هستش هفته پیش من و شوهرمو و دخترم و دامادم و برد رستوران موقعی که خواستم سوار ماشینش بشم درو برام باز کرد و بعدشم بست شوهر احمقم گفت این کارارو نکن پررو میشه خاک بر سرت به تو میگن مرد اصلان من وا رفتم برادر شوهرمم با خجالت میخندید من ۱۰ سال از برادرشوهرم بزرگترم قضیه رو ناموسیش نکنید فقط😅
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
ﻭ ﺑﻪ ﺳﺒﺐ ﺩﺭﻭﻏﻲ ﻛﻪ ﺯﺑﺎﻧﺘﺎﻥ ﮔﻮﻳﺎﻱ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ، ﻧﮕﻮﻳﻴﺪ : ﺍﻳﻦ ﺣﻠﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﺍم ، ﺗﺎ ﺑﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻓﺘﺮﺍ ﺑﺰﻧﻴﺪ [ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺣﻠﺎﻝ ﻭ ﺣﺮﺍم ﺣﻜﻢ ﺧﺪﺍﺳﺖ ] ; ﻣﺴﻠﻤﺎً ﻛﺴﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﻰ ﺑﻨﺪﻧﺪ ، ﺭﺳﺘﮕﺎﺭ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺷﺪ .(١١٦نحل) دوجمله از #مالکوم_ایکس"اجازه ندهیم کسی که به ما ظلم میکند قواعد بازی را تعیین کند"."اگر نفهمید آمریکا در دنیا چکار میکند، نمیتوانید بفهمید در کشور خود چکار باید بکنید".
🚫🚫🚫کسایی ک نظر مخالف من دارن تحت هیچ شرایطی ، تاکید میکنم تحت هیچ شرایطی کامنت من رو رپیلای نزنن و در تایپک های من شرکت نکنن چون نظرشون رو نه میخونم نه جواب میدم
هر کجناره سیل کنم تو وام دیاری❤️گلونی نه فقط یک تکه پارچه ،پرچم بی صدا و غرش زاگرس است بر بلندای پیشانی زنان و مردان لر مثل پرچم آزادی میرقصد نشان نجابت ونترسی، سمبل خاک گرم و کوه غیرت.گلونی را نمیشود از تنِ زاگرس جدا کرد همانگونه که نمیشود از صدای کوه پژواک دایه دایه را گرفت.《دایه دایه وقت جنگه...》این صدای مادران است که گلونی به سر فرزند به دل، و غیرت به مشت، بر سینه ی تاریخ کوبیدند. گلونی به خون و خاک و عشق بافته شده است زبان بی کلامی ست که می گوید 《من لرم من زاگرسم ریشه ام در صخره هاست》 اگر روزی کسی پرسید این تکه پارچه چیست بگو این گلونی ست و تنها از آن لر است تنها از آن زاگرس است و تنها با نوای《 دایه دایه》 زنده می ماند
یه پسره هست تو یه مغازه لباسفروشی هم خیلی با شخصیته
سرپا بودم تا خواهرم بره لباس پرو کنه از بیرون رفت یه صندلی برام اورد اینقدر قلبم اکلیلی شده بود پسر سرسنگین خیلی خوبیه
یه دیالوگ غمگین هست که میگه :"کاری نکن ازت متنفر بشم ، دوست داشتنت ب اندازه کافی دردناک هست ... موقع جدایی بهش بگید خوشحالم که حداقل سایه تاریک زندگی تو نشدم ، باشد که خاکسترم محرابِ ققنوس نجات یافته ی تو باشد . و در نهایت کسی قلبت را میشکند که به او گفته بودی از شکسته شدن خسته ای ... کدوم بدتره ؟ زندگی کردن مثل یه هیولا ..،، یا مردن مثله یه انسان خوب ...و چقد ترسیده بودی زمانی که از خودم به خودم پناه آورده بودی ... شبیه کسایی که بهت آسیب زدن نشو ، شبیه کسایی شو که کمکت کردن بهتر شی ....