میشه بگی کدوم تاپیکام خوندی ک از نظر تون اوضاعم جالب نیس ؟ آخه داداشم و دوستم بهم میگ من زیادی زودرنجم گاهی میگم نکنه تحملم کمه
مرسی عزیزم
میدونی وسط دوراهی ام مشاوره هم رفتم گفتن کنترل خشم نداره . دارو اینام نمیخوره فکر اینکه بیام بریزم تو نوشیدنی یا غذاش هم اصلا حس خوبی بهم نمیده .
گاهی اینقدر بداخلاق میشه میگم اولین تصمیمم طلاق ۶ بعد درست شدن شرایط . آخه وایسادم برادرم ازدواج کنه ۳۵ سالشه نمیدونم چرا هیشکی باب میلش نیس با خودم میگم نکنه بخاطر تصمیم ه و خدا برا همین جور نمیکنه چون میدونه میخوام جدا شم .
گاهی هم اونقدر همسرم تحت فشار میبینم از هر طرف خونواده . مالی آخه پدرش ۶ ساله فوت شده و خودش خرج مادر و عروسی اینارو داد بااینکه ۴ تا برادر دیگ داره وضعشون بهتره اما شوهرم خرج مراسم تدفین پدرشو داد ب سختی .
تو عروسی پول هایی ک جمع شد خیلی کم بود همه میگفتن دزدیده شده ازونم شانس نیاورد.. برا همین دلم میسوزه
اصلا نمیتونم تصمیم درستی بگیرم .