شما اشکالت این بود که استاتر رو جای مادر بزرگت گذاشتی اون زمان فرق میکرد قدیم زن مظلوم بود واین همه راه ارتباط و ثبت احوال و اینترنت نبود که طرف نتونه بچش رو پیدا کنه یا ببینه
من هم خودم رو جای پسر استارتر گذاشتم گفت مشکلات دارم یک کلام گفتم تصمیم غلط وانتخاب نادرست داشتی وبچه هم رها شده و داره زجر میکشه این ها رو اصلاح کنی زندگیت رو روال میشه بعد گفت دوتا بچه سقط کردم گفتم نکن گناه داره
دیدم سنش کمه گفتم این جور زندگی وسختی کشیدن فایده نداره به خودت متکی باش وحرفه ای یاد بگیر حتی بهش گفتم جداشو که هنوز هم نظرم هست
بله زود ازدواج کنی زود هم بزرگ میشی ولی سرو تهش از مسیولیت آدم چیزی کم نمیکنه حالا میگه دنبال بچم هستم منم گفتم موفق باشی با اینکه بهم توهین هم کرد
ولی کسی رو تحقیر نکردم فقط سرزنش کردم تحقیرم کرده باشم شما حق نداشتید بیاد منو چندین بار تحقیر کنید به اندازه کافی تحقیر شدم روزا وشب هایی که حتی تا این سن بی پدری بی مادری رو حس کردم لحظاتی که بچه بودم تو مدرسه بچه ها اذیتم میکردن درسم خوب بود چیزی نداشتن بگن میگفتن مادرت ولت کرده دوست نداشته
و...
همون بهزیستی که میگی فکر میکنی خیلی گل و بلبل هست الان خوبه اگه نمیگی پز میدی خیلی خوب شدم ولی نگم بهتره از تحقیرها و....
شما مادربزرگت رو دیدی ولی پای صحبت اون پایی خاله هات هم بشین ببین چی کشیدن
شما میدونی مادربزرگت سنش بالا باشه مریض بشه ترس از دست دادنش
شما میدونی عمه عمو و رفتارشون رو با بچه ای که نه پدر داره نه مادر
همه دل به حال مادر میسوزونن ولی بالاخره تو یک لحظه مادر تصمیم گرفته خوش بودن با پدر یک بچه به این دنیا امده نمیتونن بگن اون لحظه خوب بود ولی بعدش شرایط نبود ما تو رو بزرگ کنیم
من دارم راجع به خودم میگم اسی دوباره نیای بگی من اینجور نیستم
دلسوزی برای اون بچه که پدرومادر دعوتش کردن به این دنیا باید بیشتر باشه مگه بچه انتخاب کرده پدرش فوت کنه مادرش نباشه
من هر چی گفتم برا این بود اگه کسی خوند بدونه درد بچه هایی که اینجورن چی هست
دیگه قراره چی باشه بدتر هم هست من از همون نوزادی دوتا پشتوانه مهم زندگیم رو نداشتم چرا بگی استارتر از من بدتر هست
ادعای خوب بودن ندارم ولی سعی میکنم مادر خوبی باشم
در آخر هم خیلی مادرا یا پدرا هستن دارن به خاطر بچه هاشون میسوزن تحمل میکنن کم ترینش اینه فردا یکی به بچشون نمیگی عقده ای
شما خیلی بد برخورد کردی فقطم به خاطر پس زمینه ذهنی مادربزرگت بود ولی این بچه ها هم حق دارن
بالاخره یک روز حالا به اجبار یا استیصال یا انتخاب مادر گذاشته رفته پس حق دارن گله مند باشن از مادر خودشون ومنع کنن که مادری خواهشاً این کار رو با سرنوشت بچت نکن
بعدم اینقدر طولانی شد چون اکثرا ریپلای کردن همدردی کنن چون نفر مثل شما هم اهانت کردن مگزنه اصلا اینقدر کن مصر نبودم ادامه پیدا کنه
الآنم همین طور لطفا ادامه ندید شما هم
به قول خودتون آیا مادر 17ساله که مادر خودم باشه آسیب پذیر تر بوده یا من نوزاد
الآنم که همه چیم خوب شده مادرم زنگ میزنه پیام میده میخواست بیاد خونم ولی من راهش ندادم چون کاری که با من کرده برام توجیهی نداره و نمیتونه جبران کنه