2777
2789
عنوان

شوهر قهرووووو بیاین

| مشاهده متن کامل بحث + 554 بازدید | 21 پست
اینکه خیلی مهربونه تا حالا با صدای بلند باهام حرف نزده ینی داد نزده سرم بعد ی سال و نیم عقد ولی شده ...

و اینم بگم بغلم میکنه ها ولی خیلی کم با اینکه من بیشتر نیاز دارم انگار نیاز عاطفیم رفع نمیشه از نظر عاطفی ارضا نمیشم ...

چرا بادوخط نوشته، نسخه ی زندگیه مشترکو میپیچید.اصلا شاید تودعواوبحثا تقصیراسی باشه اسی جان ببخشید ول ...

و اینکه خانوادش عقاید قدیمی دارن و به شدتتتت خشک مذهب و انتظار دارن زیاد نه ولی انتظاراشون کم هم نیس من استرس اینو دارم که قراره چ جوری با اونا ی جا زندگی کنم این باعث شده من فکرم خیلی درگیر بشه شده ی ادم عصبی 😞

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

اینکه خیلی مهربونه تا حالا با صدای بلند باهام حرف نزده ینی داد نزده سرم بعد ی سال و نیم عقد ولی شده ...

عزیزم خصوصیاتی ک گفتی خیلی خوبه همینکه خسیس نیست اهل کاره چشم ودل پاکه.احساس میکنم ازطرف خانوادش تحت فشاره چون باهاشونم زندگی میکنه بیشترتاثیرداره روش.مردا مثله بچه هامیمونن بعدیه مدت ک جدامیشن ازخانواده وابستگیشون کمترمیشه روزبه روز.فقط توباید وقتی پیشته خیلی تحویلش بگیری ب خودت وابسته ش کنی.اینکه میگی بغل و..اونم حتما توخانواده ندیده ک یادنگرفته نمیشه ازش انتظارزیادداشته باشی ب هرحال اینارو باید قبل عقد بهش توجه میکردی.خواسته هاتوبهش بگو نمیگم کلا تغییرمیکنه ولی سعی خودشومیکنه ک بهتربشه همون یه قدمم برداره خوبه.توبه خصوصیات خوبش فک کن بیشتر.خونتونم الان خیلیا اوایل ازدواج یاحتی تاچندسال باخانواده شوهرن بعدکاملا مستقل میشن من خودمم تاچندسال تویه ساختمون بودم باهاشون شوهرمم ب هیییچ عنوان راضی نبودجداشیم ولی بعدهایه اتفاقایی افتاد بدون اینکه من بگم ازاونجااومدیم بیرون

و اینکه خانوادش عقاید قدیمی دارن و به شدتتتت خشک مذهب و انتظار دارن زیاد نه ولی انتظاراشون کم هم نیس ...

انتظارات خانواده ها که خیلی زیاده من خودم اوایل بخاطراونا ازازدواج پشیمون شدم تااین حد...تاچندوقتم بحث ودرگیری بود حتی باشوهرمم دعوامیکردیم.مابی تجربه بودیم و اوناهم پرتوقع ولی ب مرور دستمون اومد چجوری رفتارکنیم واجازه ی دخالت ندیم.سعی کن احترامشونو نگه داری ولی زیادصمیمی نشو ازخودتو شوهرتو خانوادت هیچ اطلاعاتی نده.ازشون پیش شوهرت هیچ گلایه ای نکن اینطوری بیشتربهت وابسته میشه.اماازخودت وخواسته هاتم کوتاه نیا 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز