به مادرم گفتم با خانوادش هماهنگ کن بریم همو ببینیم
مادرم تماس گرفتند مادرشون گفتن عروس خانوم میگن جلسه اول بیرون ملاقات بشه
گفتم باشه ایشون سمت غرب هستند و بنده هم سمت غرب شهر و کلی محل برای قرار دیدار اول در تماس بنده رستورانی در شمالی ترین قسمت شهر مشخص کردند و گفتن امروز برم ایشون رو از درب منزل به اون رستوران خاص ببرم
وقتی وارد اون رستوران شدیم حس کردم متصدی و پرسنل رستوران ایشون رو میشناسند
از رفتارشون متوجه شده بودم و حسابی هم خودش خودش رو مهمون کرده بود و تازه لطف میکرد به بنده هم تعارف میکرد
اولیش این مسافت و ترافیک که راحت یک ساعت زمان برد برسیم و این مسافت دور غیر قابل قبول بود برای بنده یک دیدار اولیه که قول خودش بیشتر برای اینه که از هم خوشمون میاد یا نه ؟ زیاد بود
دومیش آشنا بودن اون رستوران از رفتارشون که بعدش چند ساعت بعدش رفتم رستوران ماجرا رو جویا شدم گفتن فکر میکردند ایشون تریدر هستند و مشاور چون هفته ای دو یا سه بار با اقا میان این رستوران وقتی گفتم برای شناخت ازدواج هست شوکه شدند
سوم اینکه نا پرهیزی نکردند و یه فاکتور حدود 4 میلیونی سفارش گذاشتن
چهارم ایشون معلم بودند ولی و این همه وقت از کجا می اوردند که به قول صاحب و پرسنل رستوران هفته ای دو یا سه بار هر بار با یک آقا اگر مثبت فکر کنیم اینها هم خواستگار بودن بازم برام سواله
دارم به این نتیجه میرسم در تهران ازدواج در سن بالا امکانش وجود نداره
عجب دنیایی شده انواع و اقسام مدل آدم وجود داره